
مقدمه :
سه سال قبل یعنی در مورخ 22 خرداد 86 سردار باقرزاده در جمع صمیمی با تعدادی از دانشجویان دانشگاهها مطالب مهمی پیرامون لزوم تشکیل کانون های دفاع مقدس در دانشگاهها گفتند که نظر به اهمیت مسئله و شرایط روز آن را می آوریم:
موضوع جلسه ما علی رغم میل باطنی دوستان كه مایل بودند بحث دیگری باشد . بنا به اهمیت مسأله دانشگاهها، موضوع كانون دفاع مقدس در دانشگاههامی باشد. ما معتقدیم این کانون باید طوری پی ریزی شود و مثل یك نهالی کاشته شود و نهایتاً یك شجره طیبه ای به بار بنشیند(انشاءا...) . و ثمراتش هم انشاءا... عاید همه ی اسلام و مسلمین بشود .
حقیقت مسأله این است كه زمینه کار در دانشگاه ها خیلی مساعد است . فقط باید همت را بالا برد و پشتكار را افزایش داد. تا انشاءالله این كار به نتیجه برسد.
طبیعی است كه کار ما مثل هر كار مهم دیگری بدون آسیب، آفت، خطر و مشكل نخواهد بود. ما وقتی میخواهیم وارد ارزشهای دفاع مقدس بشویم خیلی حرفهای متنوعی میزنیم. مثلاً دائما می گوئیم: ارزشهای دفاع مقدس باید نهادینه شود ، ترویج شود ، حفظ شود و نشرپیدا كند . اما از ارزش های پایه یك مقدار غفلت داریم. اگر ارزشهای پایه را خوب بشناسیم و بر آنها تأكید كنیم ، و متمركز شویم، مسأله ارزشهای دفاع مقدس خیلی راحت تر جا میافتد . برای رسیدن به این مطلب ما باید سیر پیدایش این ارزش ها را در دفاع مقدس ریشه یابی كنیم . اصلاً چگونه شد كه این ارزش ها به وجود آمد. این ارزش ها ریشه داشته، ریشهاش در ارزش های پایه است؛ مثل توحید؛ انسانی كه معتقد به خدا باشد، با خودش خوب می تواند كنار بیاید یعنی نهایتاً این گونه می شود كه یك اتفاقی در آن فرد به وجود می آید. این وحدت ملی كه مثلاً ما الان تأكید می كنیم، آقا تأكید دارند این وحدت ملت، مسبوق به وحدت آحاد ملت است . اگر یك فردی در خودش مشكل داشته باشد ، دیگران نمیتوانند با او وحدت كنند. اولاً باید خودش با خودش كنار بیاید، زمانی فرد می تواند با خودش كنار بیاید كه درون و برونش یكی شود ، یعنی قول و عمل او یكی باشد، به یك معنی دانش و علم او با عمل او یكی باشد.
این مشكلی است كه معمولاً در جوامع و افراد وجود دارد و نشان از یك چیز دارد. در دفاع مقدس این قضیه حل شده بود یعنی مردم هر آن چه كه در درون باور كرده بودند به مرحله ی عمل هم می كشاندند.
شما ببینید آن كسی كه می گفت امام(ره) ، امام(ره) برای او یك امر حاشیه ای نبود ! رهبری در اسلام یك امر حاشیهای نیست بلکه در متن جامعه است و بقیه همه در حاشیه اند. چیزی كه اصل است رهبری و امامت است. می گفت: امام (ره) گفته ؛ من چیز دیگری را نمی دانم . تحلیل ها و بعضی از اظهارات دیگران اصلاً مطرح نبود! هیچ شخصیتی یعنی هیچ رجل سیاسی چه مثبت چه منفی، اصلاً نمی توانست خودش را به امام (ره) برساند. اگر میخواست حرفی بزند باید متكی به حرفهای امام (ره) می بود . حرفهای امام (ره) محور همه حرفها بود،اگركسی حرفی داشت در چارچوب حرفهای امام (ره) مطرح میکرد . در چهار چوب اصول و معیارهای امام (ره) حرف می زد.اصلا مردم حرف دیگری را قبول نمیكردند. ما چند سال پیش جلوی مجلس تشییع جنازه داشتیم ، شهدای جنگ را تشییع میكردیم ،آقای کروبی یک چیزی گفته بود ( راجع به اصلاحات یک حرفی زده بود) که بوی دیگری داشت بلافاصله همان لحظه مردم شعاری ساختندکه من خودم تعجب كردم.
مردم گفتند : اصلاحات رهبری موردتائید ماست . بلافاصله این شعار همان جا درست شد تحویل داده شد. اون چیز دیگه گفته بود این ها چیز دیگر جواب دادند. قضیه این است كه در دفاع مقدس این ارزش پایه یعنی همسویی درون و بیرون كه متكی به توحید و اعتقاد به خدا است وجود داشت واگر غیر از این باشد نفاق می شود. این چون محقق شده بود، چون مردم به همان چیزهایی كه اعتقاد داشتند عمل می كردند آن ارزش ها شكل گرفت . خیلی راحت رفتند ایثار كردند. خیلی راحت رفتند جانشان را در كف دست گرفتند . همه ی هستی شان را ،همه سرمایه شان را نثارکردند.
لذا ارزش های پایه خیلی مهم است. و این عین صداقت است. یعنی یكی از مصادیق و ویژگیها و ممیزات صدق همین است. صدق مراتب دارد. صدق به این معنی است كه صادق در قول و فعل ، در عَلَن و سر ، صادق باشد. به این معنی كه فرد در همه احوال یكسان است. ظاهر و باطنش یكی است. این در عرصه عمل هم بروز میدهد، ادعا كرده پای ادعایش هم میایستد. این خیلی كمك میكند به این كه ما اگر میخواهیم جامعه را بسازیم باید خودمان را بسازیم . به هر میزان كه انسان صداقت نشان بدهد ، مورد توجه هم قرار میگیرد . روایت را شنیده اید که امداد غیبی هم اگر رسیده باز به خاطر صداقت بوده است.
امیرالمومنین علی (ع) می فرماید : وقتی خداوند صداقت ما را دید، آن وقت ما را حمایت كرد. یا مثلاً در جریان رسالت، می گویند : خداوند هیچ پیامبری را به پیامبری مبعوث نكرد مگر در دو حالت او را امتحان كرد: 1) صدق الحدیث و 2) اداء الامانه. این همه صفات خدا وند بر این دو موضوع ( صدق و امانت) تاکید نموده است . خوب خیلی مهم است. مهمترین صفت پیامبر (ص) ، امین بود. و هیچ جانشین پیامبری هم به وصالت نرسید مگر این كه این دو خصوصیت را داشت. مثلاً امیرالمومنین(ع) را خدا به خاطر این انتصاب كرد. امیرالمومنین (ع) خصوصیات زیادی داشتند ولی این دوصفت بیشتر مورد نظر بود. واین صفات از ارزش های پایه است. این صدق خیلی مهم است و امانت هم كه خوب می دانیددر جامعه اسلامی امری ریشه ای است یعنی محور است.
اگر ما بر ارزش های پایه توقف كردیم و ایستادیم ، آنگاه می توانیم بر ارزشهای پایه در ترویج فرهنگ دفاع مقدس متمركز شویم و اگر میخواهیم به نتیجه برسیم باید در عمل این را اثبات كنیم. (من خدمت دوستان به طور خلاصه عرض می كنم، بعد طرح تفضیلی را دوستان باید ارائه كنند. اساسنامهای میخواهد، قطعاً ضوابطی و چارچوبی میخواهدکه اینها بحثهای بعدی است) من مایل هستم كه این بخش اول را برادران و خواهران خوب توجه كنند ، هدف از تشكیل كانون دفاع مقدس چیست؟و واقعاً چرا ما باید هدف را تعیین كنیم؟ این هدف باید شفاف هم باشد. ماموریتی را که من در این جا خدمتتان عرض میكنم « كاری كاملاً تربیتی است» (نه بحثهای تبلیغی یا چیزهای دیگر، هرچیزی كه میخواهد باشد اینها فرع است) یعنی هدف ، «تربیت» است ومنظور از تربیت این است که «تفكر اسلامی را در حوزهی دفاع از مكتب، انقلاب و كشور در دانشگاهها حاكم كنیم.» در حقیقت حاكمكردن تفكر اسلامی در دانشگاهها در حوزهی دفاع از انقلاب، مكتب و كشور... (تفكر اسلامی غیر از برگزاری مراسمهاست .این مراسمها و مناسبتهایی كه داریم جزء فعالیتهای متداول ما است ، و هیچ ارتباطی با مسألهی كارهای تربیتی ندارد. شاید به صورت مستقیم و غیرمستقیم ارتباط داشته باشد) چند كاركرد از این كارهای تربیتی حاصل میشود :
اول ) از كاركردهای این حركت تربیتی این است كه همین نیروهای مخلص موجود حزباللهی را نگهداری میكند.
دوم ) از خطرات آتی پیشگیری میكند.
سوم) رفتارهای غلط را اصلاح میكند.
چهارم ) موجب جذب و توسعه نیروها میشود.
پنجم) موجب ارتقاء و تعالی نیروها میگردد.
حداقل این حركت تربیتی ، این آثار را خواهد داشت. طبعاً این كار با آن چه در تشكلهای دانشجویی هم اکنون مرسوم و متداول است تفاوت مبنایی دارد. چرا که حركتی كه در دانشگاهها و تشکل های دانشجویی هست بیشتر حالت سیاسی دارد. ولی این جا نوع کار ، آموزشی و تربیتی است. (آموزشی هم كه ما میگوییم به عنوان مقدمهی تربیت است، نه اینكه خودش هدف باشد).
در حقیقت ما باید یک نگاه تربیتی-آموزشی را تعقیب كنیم ؛ البته آموزش صرف نیز ملاک نیست و این موضوعی است كه دوستان انشاءا... باید به آن ملتزم شوند؛ یعنی در واقع آنهایی كه میخواهند در این تشكل حضور داشته باشند ، به این نکته توجه داشته باشند که کانون را با جای دیگر اشتباه نگیرند. اگر در اینجا آموزشی هم داده میشوند این آموزش نباید موجب غرور فرد شود. مثلاً اگر فرد در حوزه ای مثل عملیاتهای دفاع مقدس و یا شناخت سیره ی شهدا صاحب نظرمی شود ؛ این شناخت نباید موجب غرور وی شود. همانطور که امام (ره) هم فرمود، علم خودش حجاب است. ولو علم توحید . این كه دیگر علم توحید هم نیست ، دانشی راجع به یک حادثه و رخداد است ، كه شما به تبیین آن پرداخته اید .
این نكتهی اول ، نکته ی دوم ؛ آموزش و یا تعلیم و تعلمی كه میخواهد صورت گیرد و این آموزش از سه زاویه قابل بررسی است :
الف) روشهای ارائهی دروس
ب) روشهای یادگیری
ج) روشهای تأمین مدرس
من میخواهم برنامهها و روش های تدریس را در اینجا فهرستوار خدمتتان عرض كنم:
1ـ تدریس از روی متن: منظور كتابهای مرجع دفاع مقدس است یكسری ازكتاب های مرجع را میبایست انتخاب كنیم وبرای تدریس این کتابها ا ساتیدی را در نظر بگیریم . .
2ـ محاضره: یعنی سخنرانی آموزشی و علمی. من در قرارگاه عراقیها در منطقه خیبر،(طلائیه) یك سالنی را دیدم که سر درب آن نوشته بود«محاضرات» . تعجب كردم، قرارگاه بزرگی بود، خیلی مفصل و مستحكم. معلوم بود كه دائماً در صحنهی جنگ اهل فن در آنجا كار آموزشی و انتقال تجربیات انجام می دادند.
محاضره به عنوان یك نوع آموزش و كنفرانس و میزگرد علمی و تخصصی كه معمولاً بایكسری پرسش و پاسخ دیده می شود در این دانشگاهها مرسوم است.
3 - تقریر و املا و انتشار و حاشیه زدن: به این معنی كه محورها و مطالبی كه استاد می گوید نوشته شود.
سخنان استاد باید نوشته شود و بعد از آن هم انتشار پیدا كند و یا در مورد آن مقاله نوشته شود(مقالاتی که در رد سخنان و یا تأئید به کار رود) ، خود مقام معظم رهبری(حفظه ا...) در زمانی كه با دانشجویان كار می كردند آنان را به این روش ترقیب می كردند. حضرت آقا خاطره ای از دکتر فیروز آبادی در زمانی که تشریف آورده بودند ستاد كل تعریف می کردند. می فرمودند : من در مشهد که بودم با دانشجوها جلسه داشتم ( جلسه تفسیر قرآن) بنای من بر این بود كه ساواك بهانه ای پیدا نكند تا این جلسات ما را بهم بزند گفتم آقایان جلسات كه تمام می شد دیگر شعار ندهند و موقع خروج از ساختمان شلوغ نكنند. بعد میفرمودند: که من گفتم: شعار نه حرف هست و نه عمل . ( بعد این را هم اضافه كردند كه : گفتم كه شعار نه حرف است نه عمل چون حرف همانی هست كه من دارم میزنم و عمل هم همانی است كه مبارزین انجام دادند و الان توی زندان هستند).آقا میگفتند روال كار ما این طور بود كه من جلسهای كه میآمدم حرف می زدم ، این ها (یعنی دانشجویان) جلسه بعد میآمدند حرفهای من رو تحلیل میكردند (در رد سخنان من ویا در تائید آن).
هفته بعد نوبت آقای دكتر بود ( دكتر فیروز آبادی ) .ایشان آمد و گفت : شعار هم حرف است و هم عمل . چون یك مطلبی را القا می كند و یك پیامی دارد، یك حرفی دارد و در این شرایط اختناق هم خودش یك عملی است. آقا فرمودند: من هم قبول كردم از ایشان .
ایشان در واقع از آقای دکتر تقدیر می کردند.
منظور این است که دانشجویان باید بتوانند در تایید و یا نقد گفته های استاد صحبت كنند وآن مطالب را بپرورانند كه البته این مساله به هدایت دانشجو در نوشتن پایان نامه های دانشجویی کمک میکند و این نكته مهمی است كه در پایان این كار چه حاشیه بزنند چه كنفرانس بدهند چه تقریر داشته باشند این ها به پایان نامه برسد واین موضوعات باید در پایان نامه ها نمود پیدا کند .
ب) روش های یادگیری :
1ـ حفظ متون اصلی : می بایست مباحث اصلی جنگ را بگوییم تا اعضای کانونها آنها را حفظ کرده و به خاطر بسپارند به این منظوركه این حوادث مهم را حداقل در ذهن خود ثبت و حفظ كنند.
2ـ تمرین و تكرار موضوع در زمان های غیرمتمركز یا در فواصل منظم .
3ـ مباحثه : منظور همین مباحثه مرسوم در حوزه ها میان طلاب كه هم اکنون هم متداول است این نوع یادگیری خصوصاً اگر به صورت دو- به- دو و گروهی باشد و این به قدرت حافظه ، قدرت بیان و قدرت استدلال و بالابردن اندیشه افراد کمک می کند.
4 ـ مناظره : یك رده بالاتر از مباحثه قرار دارد. افرادی هستند که در مباحثه، قویترمی شوند ومی تواننددر آن موضوع مناظره انجام دهند و مناظره معمولاً به دو صورت است یا حضوری است كه آن جا دو نفر با هم می نشینند مناظره میكنند . این حالت در صورتی ا ست كه معمولاً فرد به یك غنای علمی رسیده و به قول معروف صاحب نظر( مجتهد) شده است ومی تواند در آن حوزه از خود و از یك مكتبی یا یك تفكری دفاع کند و این مربوط به افرادی است که در این حوزه قدرت داشته و می توانند به شبهات پاسخ دهند . هم اکنون هم اگر کسی در دین شبهه كند مراجع و بزرگان حوزه میآیند جواب میدهند و آن شبهه را حل میکنند .
مناظره غیرحضوری هم به این ترتیب است که افراد به صورت همین ایمیل و وبلاگ و این جورچیزها میتوانند با هم ارتباط داشته باشند. مثلاً فردی می آید یک شبهه ای را مطرح میکندوآن فرد قوی جوابش را میدهد .
5- مناقشه: مطلب دیگری که درامر آموزش و یادگیری وجود داردکه اصطلاحاً به آن مناقشه میگویند. مناقشه یك طرح نزاع مصنوعی ، با هدف تقویت فكری و زبده كردن افراد است . به این صورت که عمداً یك شبهه ای را طرح میكنند که ممكن است اصلاً به آن شبهه اعتقاد هم نداشته باشند.
6 ـ مسافرت و اردو : همین اردوهای راهیان نور
7- كارگاه آموزشی
8 ـ یادگیری های مشاركتی (گروههای تحقیقی )
كارگاه آموزشی كه معلوم است افراد ، کار را در كارگاه باید یادبگیرند .گاهی روش متفاوت است وافراد به صورت جمعی درباره یك موضوع تحقیق میكنند . این ها روش هایی است كه به فراگیری در بحث آموزش کمک میکند .
تربیت : فعالیتهای تربیتی مساله ای است که در بسیج وامثال آن باید جایگاه خاصی داشته باشد.
در روش های تربیتی چند مورد وجود دارد:
1ـ الگوشناسی والگوسازی (تاثیرات بسیارشگرفی در تربیت دارد .)
2ـ كنترل و پیشگیری: كه به معنای اغناكردن و واكسینه كردن است كه این كارمی بایست از روی حكمت انجام بگیرد به این معنی که طوری در آن مجموعه عمل شود كه قبل از این كه این فرد در این حوزه آسیب ببیند (چون به هرحال این آفت متوجه اش می شود) مبانی دستش باشد و نلغزد و در حوادث و طوفان ها این ریشه ها محكم باشد.
3ـ موعظه و تذكر : (بیان حال نه قال ) بیشتر كاركردهای درونی دارد .
4ـ محبت و مدارا : شما بعضی وقت ها میبینید دانشجویی است كه ممكن مثلامشكلات خانوادگی داشته باشد و در خانواده محبت ندیده باشد اما اگر شما در این مجموعه به او محبت کنیدجذب مکتب میشود . دانشجویی که از شهرستان میآید و دچار غربت هم هست. كافی است كه چندتا دانشجو مراقبش باشند این دیگر جذب میشودواگر مثلاً یك خطایی كرد فوری تخطئه اش نكنند و با او مدارا كنند كم كم جذب میشود این اثر تربیتی دارد .
5ـ عفو ـ تغافل ـ تنبیه ـ تشویق و تكریم
این مطالب در یك پروسه و در یك مجموعه اند .
حوزه های فعالیت: حوزه هایی كه میتوان در آن فعالیت كرد سه حوزه است وهمانطور که می دانید من معمولاً بر این سه حوزه تأكید دارم.
الف ـ حوزه بینشی یا اداركی
ب ـ حوزه كششی یا حالی
ج ـ حوزه رفتاری یا علمی
درباره این سه حوزه میخواهم كمی توضیح بدهم .
حوزه بینشی یا ادراکی:
1. رشد در زمینه های فراشناخت های اولیه: در حوزه بینشی ما باید چکار کنیم؟ یعنی ما برای حوزه ی ادراكی و بینشی دانشجویان در حوزه فرهنگ دفاع مقدس چه اهداف و برنامه هایی باید داشته باشیم ؟ شما به صورت اجمالی میدانید كه عموماً دانشجویان اطلاعاتی تفضیلی از دفاع مقدس ندارند اما سطح این شناخت پایین است و ما باید این سطح شناختها را بالا ببریم. حالا شاید برخی دوستان بگویند این دانش است بینش نیست . بینش هم هست وقتی در درون یك چیزی با جان انسان پیوند خورده و به باور رسیده تبدیل به بینش میشود ، دیگر باور است یقین كرده است این كاركردهای عقلی بازدهی قلبی پیداكرده است دیگر به قلبش نفوذ کرده است من منظورم این است.
2ـ رشد تفكر انتقادی : دانشجو باید قدرت نقد در حوزه های مختلف داشته باشد ، در حوزههای مختلف میبایست بتواند دشمن را نقد بكند الآن یك برادری است (یك شیخی است)از بصره با ما تماس گرفته من فردی را فرستاده بودم گفتم برود ببیند این شیخ چه میگوید .این شیخ امام جماعت مسجدی در بصره است. میگفت من وخواهرم وقتی در اینجا در مورد دفاع مقدس و تعدی و تجاوزی که به ایران شده است صحبت می کنیم ، عده ای از عراقی ها با توجه به اینکه هنوز رسوبات زمان صدام در افکارشان وجود دارد قبول نمی کنند که رژیم عراق به ایران تعدی کرده است .
ما باید چگونه این فضا را عوض كنیم؟ به تدریج ! به او گفتم شما بروید در بین قشر روشنفكر آنها را توجیح کنید و بعد این ها باید بسیج بشوند و مردم را توجیه كنند كه آقا چه نشسته اید این جنگ كه صورت گرفته ظلمی بوده كه از طرف رژیم صدام بر ملت بزرگوار ایران تحمیل شده و ما تازه بدهكار ملت ایران هستم .
3ـ افزایش بازشناسی ، بازفهمی و كشف مجدد
4ـ پیشرفت كیفی
5ـ افزایش قدرت استدلال
6ـ رشد ارتباط كلامی
این ها چیزهایی است كه در حوزه ی بینشی میتواند كمك كند .
حوزه كششی یا عاطفی:
در حوزه كششی یا عاطفی یا احساسی شما با برنامه ریزی هایی كه درکانون می كنید باید این كاركردها و خروجی هایی را داشته باشد :
1ـ ایجاد فراغت و كاهش خستگی : زمانی که دانشجوخسته شده در بین خستگی های درس یكدفعه یك برنامه ی ، فوق برنامه ی فراغتی دفاع مقدس برایشان میگذارید (حالا هرچی كه میخواهد باشد) . این اثرش ایجاد فراغت و كاهش خستگی است وقتی یك اردو میبرید می بینید كه یكدفعه فضایش عوض میشود . از این فشار سنگین بیرون میآید .
2ـ برانگیختن حس مسئولیت پذیری :
دانشجویی که تا دیروز فقط غم چه و چه میخورد حالا وقتی با فرهنگ دفاع مقدس آشنا میشود میگوید عجب ! آنها چه كردند و ما چه كردیم . ما به كجا می رویم و آنها كجا رفتند . فاصله ها را می بینید و احساس تكلیف میكند میگوید حالا كه آنها كشور را به ما امانت دادند ما چه كار باید بكنیم .
این گونه سطح مسئولیتپذیری و احساس مسئولیت افراد ارتقا پیدا میکند. باید به این جا برسد از درون عواطف به اینها باید رهنمون شود. پس احساس فی نفسه بد نیست احساس اگر درست هدایت شود این خاصیتها را دارد.
3ـ افزایش حس عزت نفس : دانشجو احساس سربلندی میكند میگوید عجب من توی كشوری دارم زندگی میكنم كه در جنگی این چنین ، توانسته مقاومت كند و سرافراز بیرون بیاید . این هم احساس عزت نفس میكند. اگر بچه شهید باشد دیگر احساس سرشكستگی نمیكند. چرا بچه شهید الان توی دانشگاه احساس سرشكستگی میكند؟ نمیگوید من بچه شهید هستم . به دلیل كاركردهای غلطی كه انجام شده .
4ـ ایجاد تعادل و سلامت روانی :
در دانشجو پختگی به وجود میآید ، دمدمی مزاجی و این روحیات را کنار می گذارد.
5ـ تنوع بخشی به فعالیتهای جاری فرد و ایجاد لذت. اصلاً خود تنوع لذتبخش است. یكی از شیرینیهای كار ما در بنیاد این است كه كارها خیلی متنوع است. است من همین دیروز نشسته بودم اینجا یكدفعه شنیدم. روسها آمدند به امریكاییها چراغ سبز نشان دادند و با نصب سپر موشکی آمریکایی ها موافقت کردند . من یك داستانی از قدیم توی ذهنم بود یكی دو تا زمین كه این بالا دارند، اینها موقوفه است زمین مال خودشان نیست به آقای سیدی گفتم همزمان با قلهك برود سندهایش را دربیاورد ، علیه این هایک آتشی درست بكنیم، خلاصه كه سرجاشون بنشینند ، سرجایشان كه نمینشینند ولی خوب یك خرده اذیتشون كه میكنیم این خودش تنوع است دیگر ! كار متنوع است .
6ـ افزایش انرژی روحی و روانی فرد
این فعالیتهای دفاع مقدس خیلی میتواند فرد را ازنظر روانی تقویت كند.
7ـ ایجاد حس یا احساس تلاش معنی دار و تقربی : ضمناً احساس میكند كه نه ! چون دارد فرهنگ شهدا را ترویج میكند این خودش اصلاً تقرب به خدا وبه شهدا ، و به اولیاء و به صاحب مكتب را احساس میکند. این است كه بعداز مدتی این حس به حسی مثل حس خوش خدمت تبدیل می شود . ( ما گاهی این را در سیستم اداری میگوئیم. حس خوش خدمت) من كاری ندارم كه مكاتب سیاسی ( یك درسی دارند در دانشگاههاتدریس میکنند به نام مكاتب سیاسی ) چه می گویند. این مکاتب اصلاً پنبه ی ایثار و ازخودگذشتگی را میزنند ودر آخر میگویند: یعنی چه انسان بیاید ایثار كند ؟ همین حالا هم من شنیده ام در دانشگاهی این موضوع تدریس می شود؛نزدیک شدن به این موضوعات خوب است ولی می باید دقت کرد که از چه منظری به موضوع نگاه میشود ومنطقش چیست . از نظر او عاقل کیست، عاقل داریم تا عاقل،چیزی که تو عقل میدانی من عقل نمیدانم ، عاقل آن است كه بین فانی و باقی بتواند تصمیم بگیرد و باقی را انتخاب كند. یا باید بداند باقی كدام است. آن عقلی كه باقی را انتخاب میكند عین عقل است . شهدا اولاً عاقل بودند بعد عاشق. تا عاقل نمیشدند عاشق نمیشدند.
8ـ تقویت حس الگوپذیری : این هادر حوزهی احساسی و یا كششی.
بینش ،كشش ،كوشش . دانش هم كه در مقدمه بوده ، دانش می شود بینش، بینش كه به وجود آمد میشود حس ، حس هم زمینه ی عمل است می شود رفتارهای كوششی یا رفتاری یا عملی .
حوزه ی كوششی یا رفتاری یا عملی :
1ـ بالا بردن مهارت تفكر : چون تفكر خودش یك فعل است. باید بلد باشیم چطور فكر كنیم. بعضی اوقات ما بلد نیستیم چطور فكر كنیم. خیالپردازی را خوب بلد هستیم ولی خوب فکر کردن را بلد نیستیم .
2ـ بالا بردن مهارت برنامهنویسی و برنامه ریزی
3ـ بالا بردن مهارتهای اجتماعی : قدرت مدیریت افراد را بالا میبرد. الان شما خودتان را مقایسه كنید ( من نمیخواهم جلوی شما از شما تعریف كنم ) ولی من اعتقادم این است كه بچههایی كه در حوزهی دفاع مقدس همین فعالیتهای ویژه فوقالعاده اردوی راهیان نور و ... غیره را انجام میدهند اینها قدرت مدیریتشان در حوزههای مختلف از دانشجویانی كه ورود نكردهاند به مراتب بالاتر است، خیلی قویتر هستند و راحتتر میتوانند مسائل را برنامهریزی كنند. هدایت كنند تحلیل كنند نقد كنند ، تعارف نداریم ، نمیخواهم بگویم كه شما غره بشوید نه ! كل بچههایی كه ورود كردند ، نه صرفاً شما همه آنهایی كه دراین عرصه وارد شدند الان چند سر و گردن بالاتر از آن دانشجویی هستند كه چسبیده اند فقط به درس و والسلام و یك مقدار تئوری و محفوضات دارد تحویل میدهد .
4ـ تقویت قدرت ارتباطگیری : الان شما به مراتب از آن دانشجوی خجول كه نمیتواند با محیط پیرامونش ارتباط برقرار كندجلوتر هستید. همین حالا اگر به شما بگویند با رئیس جمهور جلسه بگذارید هیچ كدامتان كم نمیآورید. جلسه میگذارید بگویند خدمت آقا بروید صحبت كنید می روید صحبت میكنید خجالت نمیكشید.راحت حرفتان را میزنید.
5ـ تقویت مهارتهای آموزشی
6ـ تقویت اراده و قدرت عمل : همان عنصری است كه متأسفانه خیلی ها در آن ضعیف هستند.
7ـ متابعت عملی از الگوها
ملاحظه میکنید که کانون دفاع مقدس چقدر میتواند برکات داشته باشد . من این را میگویم تا بینی و بینالله حجت را بر شما تمام بكنم. من تمام حرفهایم را به این جوانان گفتم ، ابلاغ كردم . خدایا تو شاهد باش ! ای شهدا شما شهدا باشید من برای انجام این تكلیف الهی به این جوانان گفتم بروید كانون دفاع مقدس را در دانشگاهها پی ریزی کنید البته این كانون باید بشود سرپلی برای کارهای بزرگتر دیگر پس اگر نظاممند ، هدفمند و روشمند جلو برویم میبینیم دستمان پر می شود. دانشجویانی كه صاحب افكار بسیار بلند هستند و در عمل افراد مؤدب به آداب دفاع مقدس و ارزشهای دفاع مقدس اینها تربیت می شوند و می توانند خدومترین افراد برای جامعه در آینده باشند. و این درحقیقت حاكم كردن تفكردفاع از اسلام و انقلاب ونظام است . امروز مراسمات ، ملاك موفقیت ما نیست . كمیتها اصلاً ملاك نیست. ما با كمیتها كاری نداریم. باید به طرف كیفیت برویم .این ارزشهای دفاع مقدس چقدردر جامعه حاكم شده است؟ خروجی کار چه بوده است ؟ اگر هزار بنر نصب شود ، صد هزار CD توزیع شود ، چقدر كتاب چاپ شود اینها خروجی نیست. اینها لوازمی است که باید وجود داشته باشد ولی چه زمانی آن آداب حاكم بر روابط حاكم می شود وقتی که به خدای متعال توكل كنیم و برگردیم به این نقطه كه ارزشهای دفاع مقدس را باید از طریق ارزشهای پایه ای تعقیب كنیم و ارزشهای پایه صداقت است و امانتداری و همینها باز برمیگردد به توحید ؛ و توحید اصلیترین ارزشهاست . ارزشهای ما این طور است كه یا حقیقی است یا قراردادی . ارزشهای قراردادی همین چیزهایی است كه بین جوامع بر اثر مرور زمان متعارف شده است . فرض کنید در حال حاضر در هندوستان احترام به گاو یك ارزش است ودر خیابان كسی به آن معترض نمی شود. آیا این ارزش یک ارزش حقیقی است؟ نه ! ارزش قراردادی است. بر اثر یك آدابی به وجود آمده است. ولی ارزشهای حقیقی ارزشهای پایه است. ارزشهای حقیقی خود دو بخش است : ارزشهای حقیقی اصیل و غیراصیل . اصیل یعنی آنهایی كه مثل صداقت. دقیقاً با فطرت ارتباط دارد ، مثل امانت ، اینها اصیل است. نماز اصیل است ولی نماز فرع قضیه است. اصلاً خودش هم فروع دین به حساب می آید. روزه ارزش است ولی برخواسته از ارزشهای دیگر است. اگر موحد بودی نماز هم میخوانی. اگر اهل امانت بودی ، اهل صداقت بودی نماز هم میخوانی . بالاخره حالا امانت داری مفهوم خیلی وسیع دارد لذا مفهومش فقط این نیست که گفته می شود . خوب شما راخسته كردم انتهای قضیه این است كه باید بروید سازمان كار را مشخص كنید و مشخص کنیدکه چه كسانی واقعاً باید بیایند هسته را تشكیل بدهند بعد چه كسانی جریان راهدایت کنند. همین مباحث اولیه (مثل آموزش) را سازماندهی کنید.
این هنر شماست ، همت شما و پایبندی شما به این مباحث كه چقدر مایه بگذارید ما هم در خدمت شما هستیم.
والسلام علیكم و رحمها... و بركاته